سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا


دلتنگی ها

کاش یک لونه داشتم قد رویام اونقدی که توش احساس راحتی کنم

اونقدی که نگران اجاره خونه و قسطاش نبودم

اونقدی که نگران سر سال و اثاث کشی نبودم

اونقدی که....

حالم بد گرفته است سخته اینجا نون با منت خوردن...


نوشته شده در چهارشنبه 95/3/26ساعت 6:26 عصر توسط درخت بی برگ نظرات ( ) | |

لحظه هایم پرشده از تکرار یاد کسی که یادش با دیگریست...

خسته ام...

میشود کمی این کوله بار دلتنگی را تو به دوش بگذاری؟

شاید آنوقت خسته از دنیا بنشینم و یک فنجان چای مهمانت کنم...

 


نوشته شده در شنبه 95/1/14ساعت 7:54 عصر توسط درخت بی برگ نظرات ( ) | |

بهترین یافته چیست؟
گام‌‌هایی که نُت گم شده ی باران است.

سال‌ها بود


که این پنجره
 
با آجر و سیمان و ستون فرق نداشت
باز می‌شد، اما
در نسیمش گره هیچ دلی بسته نبود.
عشق می‌آید و
 
تا سقف به سیلاب فرو می‌بَرَدت
اتفاقی است
     
که افتادن آن دست تو نیست
و اگر پای گرفت
اختیارات ترا
صرف بی‌خویشتنی خواهد کرد.
و از آن روز به بعد
قفل هر پنجره را بگشایی

بوی موسیقی باران دارد

سید علی میرافضلی


نوشته شده در پنج شنبه 93/1/21ساعت 5:44 عصر توسط درخت بی برگ نظرات ( ) | |

روز گاری در این محیط من نام دیگری داشتم...و دوستان دیگری...شاید هنوز کسی نام خاطرات دانشجویی را بخاطر اورد کاربری که خودش را حذف کرد بخاطر تهمت های تو و امثال تو...انسان های متعصبی که نام دین را خراب کرده اند!!!

گناه من چه بود؟؟؟این که تو جواب سوالم را نمیدانستی!!!

گناه من بود یا تو؟؟؟

نمیخواهم زیر سوال ببرمت انچنان که مرا بردی فقط میخواستم یاداوری کنم من هنوز به جواب نرسیده ام!

چرا بعد شنیدن نام خامنه ای صلوات میفرستی؟حال انکه بعد شنیدن نام دوازده امام اینگونه نیستی؟؟؟

چرا بعد از حضرت محمد چنین رسمی باید از دوازده امام بگذرد و به ایشان نائل شود؟

بیا و این بار بدون تعصب کمی فکر کن و جواب بده!!!

درخت بی برگی روزی بی برگ شد که تو و امثال تو عقایدش را به جرم پرسیدن تنها یک سوال له کردی!

این بار تنها با عقلت جواب بده!

من منتظرت هستم!


نوشته شده در چهارشنبه 92/9/20ساعت 2:38 عصر توسط درخت بی برگ نظرات ( ) | |

سلام پدر

از رفتنت سال ها می گذرد...

اری از رفتنت سالها میگذرد وقتی دلتنگی این فاصله را اندازه ای نیست...

بودنت را عادت بود و نبودت را دلتنگی...

چقدر غریب امدی و چقدر غریبانه تر رفتی...


نوشته شده در چهارشنبه 92/2/18ساعت 1:4 عصر توسط درخت بی برگ نظرات ( ) | |

   1   2      >

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ